از نیشابور ِابوسعید عطر ِخوش ِرقصی مونده بود در باد و خاکی که دامن می‌گرفت. از نیشابور ِخیّام درخت‌های حیره مونده بودند، خرّم. از نیشابور ِ مغول اما، هنوز هم خون می‌چکید...